زندگی عیسی مسیح در مرکز ایمان مسیحی قرار دارد. مسیحیان او را پسر خدا، مسیح موعود و نجاتدهنده انسانها میدانند. تعالیم، معجزات، محبت به نیازمندان، مرگ بر صلیب و رستاخیز او، پایههای اصلی ایمان و امید مسیحیان را تشکیل میدهند.
چهار انجیل عهد جدید، یعنی انجیل متی، مرقس، لوقا و یوحنا، مهمترین منابع کتاب مقدسی برای شناخت زندگی و رسالت عیسی هستند. هر یک از این اناجیل از زاویهای ویژه به شخصیت و مأموریت او میپردازند و در کنار یکدیگر تصویری از زندگی زمینی او ارائه میکنند.
زندگی عیسی تنها مجموعهای از رویدادهای تاریخی نیست. برای مسیحیان، هر مرحله از زندگی او معنایی عمیق درباره محبت خدا، بخشش، نجات و رابطه انسان با خالق دارد. از تولد فروتنانه او در بیتلحم تا مصلوبشدن و رستاخیز، روایت زندگی عیسی دعوتی برای شناخت خدا و پیروی از راه اوست.
در این مقاله، مهمترین مراحل زندگی عیسی مسیح را بر اساس روایتهای کتاب مقدس بررسی میکنیم.
بر اساس انجیل لوقا، داستان تولد عیسی با بشارت فرشته جبرئیل به مریم آغاز میشود. مریم، دختری یهودی بود که در ناصره زندگی میکرد. فرشته به او خبر داد که پسری خواهد آورد و نام او را عیسی خواهد گذاشت.
این بشارت در سنت مسیحی رویدادی اساسی به شمار میرود؛ زیرا آغاز تحقق وعده خدا برای نجات انسانها تلقی میشود. مریم دعوت خدا را میپذیرد و با اعتماد به او پاسخ میدهد.
در انجیل متی نیز روایت تولد عیسی از زاویه دیگری بیان میشود. یوسف، که نامزد مریم بود، از طریق رؤیایی از نقش ویژه این کودک آگاه میشود و مأموریت مییابد که نام او را عیسی بگذارد.
در ایمان کاتولیک، مریم به دلیل پذیرش اراده خدا و نقش ویژهاش در تاریخ نجات مورد احترام است. تولد عیسی همچنین آغاز رویدادی است که مسیحیان آن را تجسد مینامند؛ یعنی پسر خدا طبیعت انسانی را پذیرفت و وارد تاریخ بشر شد.
انجیل متی و انجیل لوقا روایتهایی درباره تولد عیسی در بیتلحم ارائه میکنند. بر اساس انجیل لوقا، مریم و یوسف در جریان سفر به بیتلحم بودند که زمان تولد کودک فرا رسید.
در روایت لوقا، عیسی در مکانی ساده به دنیا آمد و در آخور قرار داده شد. این تصویر در سنت مسیحی به نمادی از فروتنی و نزدیکی خدا به انسان تبدیل شده است.
مسیحیان باور دارند که خدا برای آشکارکردن محبت خود، جایگاه زمینی پرزرقوبرق را انتخاب نکرد، بلکه در شرایطی فروتنانه وارد زندگی بشر شد.
در همان روایت، فرشتگان تولد عیسی را به شبانان اعلام میکنند و این رویداد را با بشارت صلح و جلال خدا همراه میسازند.
در انجیل متی نیز از آمدن مجوسیان سخن گفته میشود که ستارهای آنان را به سوی عیسی هدایت میکند. آنان به او ادای احترام میکنند و هدایایی تقدیمش میدارند.
تولد عیسی در مسیحیت تنها یادآور آغاز زندگی یک انسان نیست؛ بلکه بیانگر این اعتقاد است که خدا برای نجات انسانها به جهان نزدیک شده است.
نام عیسی با مفهوم نجات ارتباط دارد. در انجیل متی، فرشته به یوسف میگوید که نام کودک را عیسی بگذارد، زیرا او قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد داد.
از همین رو، نام عیسی در ایمان مسیحی بیانگر مأموریت نجاتبخش اوست.
عنوان «مسیح» نیز به معنای «مسحشده» است و با انتظار قوم اسرائیل برای آمدن مسیح موعود ارتباط دارد. مسیحیان اعتقاد دارند که وعدههای خدا درباره نجات در شخص عیسی تحقق یافتهاند.
بنابراین، هنگامی که مسیحیان از «عیسی مسیح» سخن میگویند، نهتنها به نام یک شخصیت تاریخی اشاره میکنند، بلکه اعتقاد خود را درباره هویت و رسالت او نیز بیان میکنند.
اناجیل اطلاعات محدودی درباره دوران کودکی عیسی ارائه میکنند. بااینحال، انجیل لوقا رویدادهایی از این دوران را نقل میکند که برای شناخت زندگی او اهمیت دارند.
بر اساس انجیل لوقا، مریم و یوسف پس از تولد عیسی، مطابق سنت دینی یهودیان، او را برای مراسم مربوط به نخستزادگان به اورشلیم بردند.
این انجیل همچنین از سفر خانواده عیسی به اورشلیم برای عید فصح سخن میگوید. در این روایت، عیسی دوازدهساله در معبد باقی میماند و با معلمان دینی گفتوگو میکند. هنگامی که مریم و یوسف او را پیدا میکنند، از حکمت و پاسخهای او شگفتزده میشوند.
انجیل لوقا در ادامه بیان میکند که عیسی به ناصره بازگشت و در اطاعت از والدین خود زندگی کرد و در حکمت و قامت رشد یافت.
این دوران نشان میدهد که عیسی زندگی انسانی واقعی را تجربه کرد. او در محیط خانواده رشد کرد و پیش از آغاز خدمت عمومی خود، سالهای زیادی را در زندگی روزمره گذراند.
ناصِره شهری بود که عیسی دوران رشد خود را در آن سپری کرد. به همین دلیل، در عهد جدید از او با عنوان «عیسی ناصری» نیز یاد میشود.
اناجیل درباره جزئیات زندگی روزمره او در این دوران اطلاعات زیادی ارائه نمیکنند. بااینحال، میدانیم که او در جامعه یهودی زمان خود زندگی میکرد و در چارچوب سنتهای دینی آن جامعه پرورش یافت.
در انجیل مرقس، از عیسی بهعنوان نجار یا صنعتگر یاد میشود و انجیل متی نیز او را فرزند نجار معرفی میکند.
این موضوع در تفسیر مسیحی یادآور ارزش کار، زندگی خانوادگی و مسئولیتهای روزمره است. زندگی عیسی پیش از آغاز موعظههای عمومی، بخش مهمی از تجربه انسانی او را تشکیل میداد.
برای مسیحیان، این دوران نشان میدهد که زندگی عادی و کار روزانه نیز میتواند در مسیر وفاداری به خدا معنا پیدا کند.
یکی از رویدادهای مهم در آغاز خدمت عمومی عیسی، تعمید او به دست یحیی تعمیددهنده در رود اردن است.
یحیی مردم را به توبه و بازگشت به سوی خدا دعوت میکرد. تعمید در خدمت او نشانهای از پاسخ مردم به این دعوت بود.
بر اساس اناجیل، عیسی نیز نزد یحیی رفت و تعمید گرفت. پس از تعمید او، روح خدا بر او فرود آمد و صدایی آسمانی او را پسر محبوب معرفی کرد.
در الهیات مسیحی، تعمید عیسی به معنای اعتراف او به گناه نیست؛ زیرا مسیحیان او را بیگناه میدانند. این رویداد نشانه آغاز مأموریت عمومی او و همبستگیاش با انسانهایی است که برای بازگشت به سوی خدا تلاش میکنند.
پس از این رویداد، عیسی خدمت عمومی خود را آغاز کرد و پیام ملکوت خدا را به مردم اعلام نمود.
اناجیل متی و لوقا از رفتن عیسی به بیابان و وسوسهشدن او سخن میگویند. این رویداد پس از تعمید او رخ داد و پیش از آغاز گسترده خدمت عمومیاش قرار میگیرد.
بر اساس روایت انجیل، عیسی در بیابان با وسوسههایی روبهرو شد که به نیازهای جسمانی، قدرت و آزمایش خدا مربوط بودند.
او در برابر این وسوسهها ایستادگی کرد و از وفاداری به خدا دست نکشید. پاسخهای عیسی در این روایت با استفاده از کلام کتاب مقدس بیان میشوند.
در سنت مسیحی، این رویداد نشاندهنده وفاداری عیسی به مأموریت خود است. او قدرت را برای خودنمایی به کار نمیگیرد و حاضر نیست برای دستیابی به اهدافش از اراده خدا سرپیچی کند.
این روایت همچنین به مسیحیان یادآوری میکند که پیروی از خدا به معنای روبهروشدن با آزمونهای زندگی و تلاش برای انتخاب راه درست است.
پس از تعمید و وسوسه در بیابان، عیسی خدمت عمومی خود را آغاز کرد. او در مناطق مختلف جلیل و اطراف آن به تعلیم مردم پرداخت و آنان را به توبه و ایمان دعوت کرد.
پیام محوری او در اناجیل با نزدیکشدن ملکوت خدا ارتباط دارد. عیسی اعلام میکرد که انسانها باید زندگی خود را تغییر دهند و به بشارت خدا ایمان بیاورند.
او در کنیسهها تعلیم میداد، در مکانهای عمومی با مردم سخن میگفت و از تمثیلها برای توضیح حقیقتهای روحانی استفاده میکرد.
یکی از ویژگیهای مهم خدمت او، توجه به افرادی بود که در جامعه با طردشدگی یا رنج روبهرو بودند. او با بیماران، فقرا، گناهکاران و کسانی که دیگران از آنان دوری میکردند، ارتباط برقرار میکرد.
عیسی از مردم میخواست که تنها به ظاهر دینداری اکتفا نکنند، بلکه دل و رفتار خود را با اراده خدا هماهنگ سازند.
در طول خدمت عمومی، عیسی شاگردان بسیاری داشت. از میان آنان، دوازده نفر را بهعنوان رسولان انتخاب کرد.
نامهایی مانند پطرس، اندریاس، یعقوب، یوحنا، فیلیپ، توما و متی در میان رسولان دیده میشود. این افراد از پیشینههای مختلفی میآمدند و برخی از آنان پیش از پیروی از عیسی به کارهایی مانند ماهیگیری یا جمعآوری مالیات مشغول بودند.
عیسی رسولان را برای همراهی با خود، یادگیری تعالیمش و اعلام پیام ملکوت خدا آماده کرد. آنان شاهد بسیاری از رویدادهای خدمت او بودند و پس از مرگ و رستاخیزش نقش مهمی در گسترش ایمان مسیحی ایفا کردند.
در سنت کاتولیک، انتخاب رسولان با شکلگیری جامعه کلیسا و مأموریت آن برای تعلیم و شهادت به انجیل ارتباط دارد.
محبت یکی از مهمترین موضوعات در تعالیم عیسی است. او بر محبت به خدا و محبت به همسایه تأکید میکرد و این دو را از مهمترین احکام شریعت میدانست.
در موعظه بر فراز کوه، عیسی از فروتنی، صلحجویی، پاکی دل و عدالت سخن میگوید. او همچنین پیروان خود را به محبت به دشمنان و دعا برای کسانی که به آنان آزار میرسانند، دعوت میکند.
بخشش نیز جایگاهی اساسی در تعالیم او دارد. عیسی به مردم میآموخت که همانگونه که از خدا طلب بخشش میکنند، خود نیز باید برای بخشیدن دیگران آماده باشند.
این تعالیم به معنای نادیدهگرفتن بیعدالتی یا پذیرفتن آسیب بدون هیچ محدودیتی نیستند. بلکه انسان را به کنارگذاشتن نفرت، جستوجوی آشتی و رفتار همراه با رحمت دعوت میکنند.
در مسیحیت، پیروی از عیسی باید در روابط خانوادگی، رفتار اجتماعی و برخورد با افراد نیازمند آشکار شود.
اناجیل معجزات متعددی را به عیسی نسبت میدهند. از جمله این رویدادها میتوان به شفای بیماران، بازگرداندن بینایی نابینایان، آرامکردن طوفان، سیرکردن جمعیت گرسنه و زندهکردن مردگان اشاره کرد.
در روایتهای کتاب مقدس، معجزات تنها رویدادهایی شگفتانگیز نیستند، بلکه نشانههایی از قدرت و محبت خدا به شمار میروند.
عیسی در بسیاری از این رویدادها به رنج انسانها توجه نشان میدهد. او بیماران را شفا میبخشد، به نیازمندان کمک میکند و کسانی را که از جامعه کنار گذاشته شدهاند، میپذیرد.
معجزات همچنین با پیام ملکوت خدا ارتباط دارند. آنها امید به غلبه نهایی خدا بر شر، رنج و مرگ را بیان میکنند.
بااینحال، عیسی از معجزات برای کسب شهرت شخصی استفاده نمیکرد. پیام او همواره با دعوت به ایمان، توبه و دگرگونی زندگی همراه بود.
در روزهای پایانی زندگی زمینی عیسی، او به اورشلیم وارد شد. این رویداد در اناجیل با استقبال گروهی از مردم همراه است که شاخههایی در دست داشتند و او را ستایش میکردند.
ورود عیسی به اورشلیم در سنت مسیحی با یکشنبه نخل ارتباط دارد؛ روزی که پیش از هفته مقدس قرار میگیرد.
عیسی برخلاف تصویری که از یک فرمانروای نظامی انتظار میرفت، بر کرهالاغی وارد شهر شد. این عمل با تصویری از پادشاهی فروتنانه و صلحآمیز ارتباط دارد.
با ورود او به اورشلیم، تنش میان عیسی و برخی از رهبران دینی و مقامهای سیاسی افزایش یافت. تعالیم او، رفتارهایش و تأثیری که بر مردم داشت، زمینهساز مخالفتهای جدی شد.
این رویداد آغاز مرحله پایانی مأموریت زمینی عیسی در روایت اناجیل است.
شام آخر، آخرین وعده غذایی عیسی با شاگردانش پیش از دستگیری و مصلوبشدن او بود.
بر اساس اناجیل همنوا، عیسی در این وعده غذایی نان را گرفت، شکرگزاری کرد و آن را به شاگردان داد. سپس جام را نیز به آنان داد و درباره بدن و خون خود سخن گفت.
در سنت کاتولیک، شام آخر با تأسیس آیین عشای ربانی یا اوخاریست ارتباط دارد. این آیین یکی از مهمترین اعمال عبادی کلیساست و یادبود مرگ و رستاخیز مسیح را در بر میگیرد.
انجیل یوحنا نیز از رویدادی مهم در همین شب سخن میگوید: عیسی پاهای شاگردانش را میشوید. این عمل نمونهای از فروتنی و خدمت است.
عیسی به شاگردان نشان داد که بزرگی واقعی در سلطه بر دیگران نیست، بلکه در خدمت محبتآمیز به آنان آشکار میشود.
پس از شام آخر، عیسی به باغ جتسیمانی رفت و در آنجا دعا کرد. سپس به دست گروهی که برای دستگیری او آمده بودند، بازداشت شد.
اناجیل از نقش یهودا اسخریوطی در شناسایی و تسلیمکردن عیسی سخن میگویند. پس از دستگیری، عیسی مورد بازجویی قرار گرفت و سرانجام به نزد پونتیوس پیلاطس، فرماندار رومی، برده شد.
در روایتهای اناجیل، اتهامهای مطرحشده علیه عیسی با هویت مسیحایی او و مسئله اقتدار سیاسی ارتباط داشتند. سرانجام پیلاطس حکم مصلوبشدن او را صادر کرد.
در بررسی این رویداد باید به یک نکته مهم توجه کرد: عیسی خود یهودی بود و بسیاری از نخستین پیروان او نیز یهودی بودند. بنابراین، مسئولیت مرگ او را نباید بهطور جمعی به قوم یهود نسبت داد.
روایت مصلوبشدن عیسی باید در چارچوب تاریخی خود و با توجه به نقش اشخاص و مقامهای دخیل در آن فهمیده شود.
مصلوبشدن عیسی یکی از مهمترین رویدادهای زندگی او و مرکز آموزه نجات در مسیحیت است.
در دوران حکومت روم، صلیب وسیلهای برای اعدام مجرمان و ایجاد ترس در جامعه بود. عیسی نیز به این شیوه اعدام شد.
بر اساس روایت اناجیل، عیسی صلیب خود را حمل کرد و در محلی به نام جلجتا مصلوب شد. او در کنار دو محکوم دیگر قرار گرفت و سرانجام جان سپرد.
برای مسیحیان، مرگ عیسی تنها یک اعدام تاریخی نیست. آنان باور دارند که او با پذیرفتن مرگ، خود را در وضعیت انسانهای گناهکار و رنجدیده قرار داد و راه آشتی انسان با خدا را گشود.
صلیب در مسیحیت نشانه محبت فداکارانه خداست. این باور پیروان عیسی را دعوت میکند که در برابر نفرت و خشونت، برای عدالت، صلح و محبت تلاش کنند.
پس از مرگ عیسی، یوسف اهل رامه بدن او را تحویل گرفت و در مقبرهای قرار داد. در روایتهای انجیل، این مقبره در مکانی قرار داشت که به آن دسترسی وجود داشت و سپس ورودی آن بسته شد.
دفن عیسی در ایمان مسیحی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که مرگ او واقعی بود و رستاخیز به معنای بازگشت ساده از یک بیهوشی یا تجربهای ظاهری نیست.
شاگردان عیسی در روزهای پس از مصلوبشدن با اندوه و سردرگمی روبهرو بودند. آنان انتظار داشتند که مأموریت او به شکل دیگری پایان یابد.
اما روایت انجیل در همین نقطه متوقف نمیشود. پیام مرکزی مسیحیت این است که مرگ عیسی پایان داستان نبود و خدا او را از مردگان برخیزاند.
رستاخیز عیسی یکی از بنیادیترین باورهای مسیحیت است. بر اساس اناجیل، در روز سوم پس از مرگ او، زنانی که برای رسیدگی به مقبره آمده بودند، با مقبره خالی روبهرو شدند.
در روایتهای مختلف، فرشتگان خبر میدهند که عیسی برخاسته است. سپس اناجیل از دیدار شاگردان و دیگر پیروان با عیسی برخاسته سخن میگویند.
رستاخیز در ایمان مسیحی به معنای بازگشت عیسی به زندگی زمینی پیشین نیست، بلکه ورود او به حیاتی تازه و پیروزی بر مرگ است.
این باور اساس امید مسیحیان به حیات جاودان را تشکیل میدهد. اگر مسیح برخاسته باشد، مرگ دیگر آخرین واقعیت زندگی انسان نخواهد بود.
پولس رسول در رساله نخست به قرنتیان، فصل ۱۵، بر اهمیت رستاخیز تأکید میکند و آن را برای ایمان مسیحی اساسی میداند.
پس از رستاخیز، عیسی در روایتهای عهد جدید بر پیروان خود ظاهر میشود. این دیدارها به شاگردان کمک میکند تا از اندوه و ترس عبور کنند و مأموریت تازه خود را بشناسند.
در انجیل یوحنا، توما که ابتدا درباره گزارش رستاخیز تردید داشت، پس از مواجهه با عیسی اعترافی ایمانی بیان میکند.
در روایت دیگری، عیسی با دو شاگرد در راه عِمائوس همراه میشود و سپس برای آنان شناخته میشود.
این روایتها نشان میدهند که پیام رستاخیز برای پیروان نخستین عیسی نقطه عطفی اساسی بود. آنان پس از این تجربهها، مأموریت یافتند پیام او را به دیگران اعلام کنند.
در ایمان مسیحی، ظهورهای پس از رستاخیز تأکید میکنند که مسیح برخاسته همان عیسی است که مصلوب شد، اما اکنون وارد حیاتی تازه شده است.
بر اساس کتاب اعمال رسولان، عیسی پس از رستاخیز و دورهای از حضور در میان شاگردان، به آسمان عروج کرد.
در این روایت، عیسی پیش از عروج، شاگردان را مأمور میکند که شاهدان او باشند و پیامش را گسترش دهند.
عروج در الهیات مسیحی به معنای ترک کامل جهان توسط عیسی نیست. این رویداد بیانگر ورود مسیح برخاسته به جلال الهی و پایان دوره حضور زمینی و قابل مشاهده اوست.
مسیحیان باور دارند که عیسی همچنان در زندگی کلیسا حضور دارد و روحالقدس شاگردان را برای ادامه مأموریتشان یاری میکند.
عروج همچنین با امید به بازگشت دوباره مسیح و تحقق نهایی عدالت خدا ارتباط دارد.
زندگی عیسی مسیح تنها به گذشته تعلق ندارد. تعالیم و رفتار او همچنان برای مسیحیان راهنمایی در زندگی روزمره به شمار میروند.
نخست، عیسی انسان را به محبت دعوت میکند. او نشان میدهد که ارزش انسانها به ثروت، قدرت یا جایگاه اجتماعی آنان وابسته نیست.
دوم، تعالیم او بر بخشش و آشتی تأکید دارند. پیروی از عیسی به معنای تلاش برای کنارگذاشتن نفرت و ایجاد روابطی مبتنی بر احترام و رحمت است.
سوم، عیسی به نیازمندان و طردشدگان توجه میکند. از همین رو، خدمت به فقرا، حمایت از آسیبدیدگان و دفاع از کرامت انسانها بخش مهمی از زندگی مسیحی است.
چهارم، مرگ و رستاخیز او امیدی فراتر از شرایط دشوار زندگی ایجاد میکنند. ایمان مسیحی مشکلات را انکار نمیکند، بلکه انسان را به اعتماد به خدا و تلاش برای زندگی بهتر دعوت میکند.
برای شناخت عیسی، مطالعه اناجیل، دعا و توجه به شیوه زندگی او میتواند نقطه شروعی مناسب باشد.
زندگی عیسی مسیح از تولد فروتنانه او در بیتلحم آغاز میشود و با تعالیم، معجزات، مرگ بر صلیب، رستاخیز و عروج به آسمان ادامه مییابد. هر یک از این رویدادها در ایمان مسیحی معنایی ویژه دارند و بخشی از درک مسیحیان از طرح نجات خدا را تشکیل میدهند.
عیسی با رفتار و تعالیم خود، انسانها را به محبت، بخشش، فروتنی، عدالت و وفاداری به خدا دعوت کرد. او به نیازمندان توجه نشان داد و کسانی را که جامعه طرد میکرد، با رحمت پذیرفت.
مسیحیان باور دارند که مرگ عیسی بر صلیب راه آشتی انسان با خدا را گشود و رستاخیز او نشان داد که مرگ پایان همه چیز نیست.
شناخت زندگی عیسی تنها به معنای آگاهی از رویدادهای تاریخی نیست؛ بلکه دعوتی برای اندیشیدن به پیام او و بررسی تأثیر آن بر زندگی شخصی و اجتماعی است. مطالعه چهار انجیل عهد جدید میتواند به شناخت عمیقتر شخصیت عیسی و معنای رسالت او کمک کند.
بر اساس روایتهای انجیل متی و لوقا، عیسی مسیح در بیتلحم به دنیا آمد. او دوران رشد خود را در ناصره گذراند و به همین دلیل در عهد جدید با عنوان عیسی ناصری نیز شناخته میشود.
مادر عیسی، مریم بود. در ایمان کاتولیک، مریم به دلیل پذیرش دعوت خدا و نقش ویژهاش در تولد عیسی، مورد احترام است.
اناجیل زمان دقیق آغاز خدمت عمومی عیسی را با تاریخ تقویمی مشخص نمیکنند. روایتها نشان میدهند که تعمید او به دست یحیی تعمیددهنده و وسوسه در بیابان، پیش از آغاز موعظهها و فعالیت عمومی او رخ دادند.
محبت به خدا و همسایه، بخشش، فروتنی، عدالت، توبه، ایمان و توجه به نیازمندان از مهمترین موضوعات تعالیم عیسی هستند.
عیسی دوازده رسول را انتخاب کرد تا با او همراه باشند و پیام ملکوت خدا را اعلام کنند. در کنار این دوازده نفر، شاگردان دیگری نیز از او پیروی میکردند.
عیسی در نتیجه مخالفتها و تصمیم مقامهای دخیل در محاکمهاش به صلیب کشیده شد. در الهیات مسیحی، مرگ او همچنین با نجات انسان و آشتی او با خدا ارتباط دارد.
رستاخیز به این باور مسیحی اشاره دارد که عیسی پس از مرگ و دفن، در روز سوم از مردگان برخاست. این رویداد اساس امید مسیحیان به پیروزی خدا بر مرگ و حیات جاودان است.
بر اساس عهد جدید، عیسی پس از رستاخیز در موقعیتهای مختلف بر پیروان خود ظاهر شد، به آنان تعلیم داد و مأموریت اعلام انجیل را به آنها سپرد. سپس، مطابق کتاب اعمال رسولان، به آسمان عروج کرد.
چهار انجیل عهد جدید، یعنی متی، مرقس، لوقا و یوحنا، مهمترین منابع کتاب مقدسی برای مطالعه زندگی، تعالیم، معجزات، مرگ و رستاخیز عیسی هستند.
مسیحیان باور دارند که عیسی مسیح نجاتدهنده انسانهاست. زندگی و تعالیم او راهنمای پیروی از خدا هستند و مرگ و رستاخیز او اساس امید مسیحیان به بخشش، آشتی با خدا و حیات جاودان را تشکیل میدهند.
© تمامی حقوق محفوظ است | دعاهای عیسی – وبسایت مستقل منابع مسیحی فارسی